تبليغاتX
حزب استقلال آذربایجان جنوبی - خبرلر ( خبرلری اوخوماق اوچون " مطلبین آردی" نا تیکلایین )
قاشقای ائلی،ارومیه،تبریز،تهران،زنجان،اردبیل،همدان،قزوین،مرکزی،قم،کرج،غرب گیلان،قروه،بیجار،سنقر...
 

وضعيت آذربايجانيهاي ايران در کنگره آمريکا

 مذاکره شد

 

به گزارش خبرگزاري آپا از آمريکا٫ جلسه اي براي بررسي و آگاهي از وضعيت گروههاي مختلف ملي و ديني از قبيل تورکهاي آذربايجاني٫ عربها٫ بلوچها و کردها و همچنين بهائيها در کنگره آمريکا تشکيل يافته بود. در اين جلسه دو تن از نمايندگان کنگره آمريکا٫ آقاي مارک استيون کرک از ايالت ايليونز و خانم شيلا جکسون لي از ايالت تگزاس جهت اخذ نظرات نمايندگان گروههاي مختلف ملي و ديني حضور داشتند.

به گزارش باي بک از آپا٫ در اين جلسه بيش از ۲۰ نفر از نمايندگان مجلس آمريکا حضور داشتند. خانم فاخته زماني رئيس سازمان دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان در مورد شرايط سخت فعالين ملي آذربايجان اطلاعات جامعي ارائه دادند. ايشان با استناد به احکام صادره٫ نوع اتهام و مجازات صادره را غير قانوني دانسته و از شکنجه زندانيان آذربايجاني در زندانهاي رژيم آخوندي نمونه هايي ارائه دادند.

خانم زماني همچنين از ممنوع بودن تحصيل به زبان مادري و نيز محروم ماندن از حقوق فرهنگي در آذربايجان سخن گفته و شرايط غير قابل قبول و همچنين نارضايتي عمومي را به اطلاع نمايندگان مجلس آمريکا رساندند.

ايشان با اشاره به تظاهرات گسترده ملت آذربايجان در اعتراض به چاپ کاريکاتور توهين آميز در روزنامه ايران٫ ارگان رسمي جمهوري اسلامي از دستگيريهاي گسترده معترضان خبر دادند. در ادامه برخي از نمايندگان گروههاي ملي و ديني سخناني ايراد کردند.

به گزارش آپا٫ ديروز اطلاعات گسترده اي از نقض حقوق آذربايجانيهاي داخل ايران به بيش از ۷۷ نماينده٫ ۲۲ سناتور و ۸۳ خبرگزاري محلي ارسال شده است.


http://apa.az/news.php?id=90935



http://en.apa.az/news.php?id=45654

 

Savalan Sesi


 

آمریکا یک بانک بحرینی 'مرتبط' با ایران را تحریم کرد

استوارت لیوی

 

آمریکا یک بانک مستقر در بحرین را تحت کنترل بانک ملی ایران اعلام کرده و آن را در ارتباط با برنامه های تسلیحاتی ایران تحریم کرده است.

وزارت خزانه داری آمریکا گفت علیه "بانک آینده بی اس سی" (Future Bank BSC) اقدام می کند چرا که این بانک تحت اختیار بانک ملی است که قبلا به خاطر "تسهیل فعالیت های گسترش تسلیحات کشتار جمعی ایران" تحت تحریم دولت آمریکا قرار گرفته بود.

استوارت لیوی، معاون امور تروریسم و اطلاعات مالی وزارت خزانه داری، گفت: "بانک ملی برای کمک به برنامه ایران در دنبال کردن توانایی های اتمی و موشک های بالستیک حاضر است راه های درازی را طی کند، و همزمان به سایر موسسات برای پرهیز از تحریم کمک می کند."

بانک ملی ایران قبلا اتهام دست زدن به اقدامات خلاف مقررات بین المللی در خارج را رد کرده است.

آقای لیوی گفت که بانک ها و سایر موسسات متعلق به بانک ملی یا تحت کنترل آن "تهدیدی جدی" را متوجه سلامت نظام مالی بین المللی می کنند.

دولت آمریکا در اکتبر سال 2007 تحریم هایی را بر بانک ملی اعمال کرده بود.

به گفته وزارت خزانه داری آمریکا "بانک آینده" سال 2004 تاسیس شد که حاصل سرمایه گذاری مشترک بانک ملی و بانک صادرات و یک بانک خصوصی مستقر در بحرین بود.

این دو بانک ایرانی هر یک 33 و سه دهم درصد از سهام بانک آینده را در اختیار دارند.

وزارت خزانه داری گفت که "سایر اطلاعاتی که در دسترس دولت آمریکاست" نشان می دهد بانک آینده تحت کنترل بانک ملی است.

استوارت لیوی گفت که این اقدام هماهنگ با قطعنامه 1803 شورای امنیت برای تحریم ایران است که روز سوم مارس 2008 تصویب شده بود.

آن قطعنامه خواستار "اعمال هوشیاری" کشورهای عضو سازمان ملل در ارتباط با هرگونه فعالیت میان موسسات مالی در کشورهای خود با کلیه بانک های مستقر در ایران به خصوص بانک های ملی و صادرات می شود.

اقدام دولت آمریکا علیه بانک آینده کلیه دارایی های آن را که در حوضه قضایی آمریکا باشد مسدود می کند و از معامله شهروندان آمریکا با این بانک ممانعت به عمل می آورد.

تحریم های تازه سازمان ملل بر ایران به خاطر خودداری آن کشور از عمل به خواسته های دو قطعنامه قبلی شورای امنیت سازمان ملل برای تعلیق بخش های حساس برنامه اتمی اعمال شده است.

 

BBC


 

سخنی با ریاست قوۀ قضائیه

 

 

سید محمدرضا فقیهی-وکیل دادگستری و دبیر کمیتۀ حقوقی انجمن دفاع از حقوق زندانیان

چهارشنبه مورخ 15 اسفند 1386، آقای عباس لسانی فعال هویت‌طلب آذربایجانی در تماسی تلفنی از زندان شهرستان اهر، خانواده‌اش را از تصمیم مأموران به انتقال وی به مقصدی نامعلوم مطلع می‌سازد. پنجشنبه مورخ 16 اسفند 1386 حوالی ساعت 21، هنگامی که زنگ تلفن منزل آقای لسانی به صدا درمی‌آید، خانواده‌اش در می‌یابند که او به زندان یزد انتقال یافته و موکل قاطعانه اعلام می‌دارد در اعتراض به این اقدام مقامات قضائی و امنیتی دست به اعتصاب غذا زده و اعتصابش را تا سرحد مرگ ادامه خواهدداد. به راستی انتقال زندانی یادشده از زندان اهر واقع در استان آذربایجان‌شرقی به زندان یزد واقع در استان یزد براساس چه توجیه و منطقی صورت پذیرفته‌است؟

ناگزیر از تحلیل حقوقی این واقعه هستیم. مطابق مادۀ 230 آئین‌نامۀ اجرائی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور مصوب 20 آذر 1384، هر متهم یا محکوم در بازداشتگاه مراکز حرفه‌آموزی و اشتغال و زندانی که در حوزۀ قضائی صادر‌کننده قرار یا حکم قرار دارد نگهداری می‌شود مگر در مواردی که دادگاه صادرکنندۀ حکم براساس قانون، محل دیگری را برای تحمل کیفر تعیین نماید. لذا اصل، نگاهداری متهم یا محکوم در بازداشتگاه یا زندان واقع در حوزۀ قضائی صادرکنندۀ قرار یا حکم است مگر آنکه مرجع قضائی صادرکنندۀ قرار یا حکم، وفق قانون مکان دیگری را برای نگاهداری زندانی تعیین کرده‌باشد. در مانحن‌فیه، دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان کلیبر در حکم یکسال حبس تعزیری صادره علیه آقای لسانی، هیچ اشاره‌ای به زندان واقع در سایر حوزه‌های قضائی بعنوان محلی که نامبرده باید در آنجا تحمل کیفر نماید، نکرده‌بود. مجازات تبعید و یا اقامت اجباری در سایر استانها یا شهرستانها نیز همراه با کیفر حبس، مورد لحوق حکم محکمۀ انقلاب کلیبر قرارنگرفته‌بود تا چنین انتقالی را در چارچوب آن ارزیابی نمائیم. اینطور به نظر می‌رسد انتقال مورد بحث براساس مادۀ 233 آئین‌نامۀ اجرائی فوق‌الاشاره صورت گرفته‌باشد آنجا که مرجع وضع آئین‌نامه مقررداشته:

«در هر مورد که نگهداری محکومان در زندان محلی مخالف مصالح آن شهرستان یا استان باشد، با موافقت مقام‌های قضائی مربوط و تعیین محل انتقال به وسیلۀ ادراۀ کل زندانها با جلب نظر شورای طبقه‌بندی و موافقت دادستان، محکوم منتقل می‌شود.»

به قرار اطلاع آنانی که حضور موکل در زندان شهرستان اهر و استان آذربایجان‌شرقی را برنمی‌تابیده‌اند، با مستمسک قراردادن عنصر مصلحت و با این توجیه که ماندن عباس لسانی در زندان اهر برخلاف مصالح امنیتی آن شهرستان و حتی استان آذربایجان‌شرقی است، با طرح موضوع در شورای تأمین استان یا شهرستان و شاید هم بدون طرح قضیه در آن شورا، موفق به جلب نظر مقامات قضائی ذیربط و مدیران کل سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی استان آذربایجان‌شرقی و یزد و شورای طبقه‌بندی زندان اهر و دادستان عمومی و انقلاب کلیبر شده و نسبت به انتقال زندانی مورد اشاره به یزد اقدام نموده‌اند.

حال پرسش جدی در همین راستا این است که مگر عباس لسانی کدامین اقدام مغایر امنیت استان آذربایجان‌شرقی و شهرستان اهر و یا کدامین تخلف انضباطی را مرتکب گردیده که مستحق چنین برخوردی دانسته‌شده‌است؟

اطلاع واثق دارم که بجهت حُسن رفتار موکل در زندان اهر، رئیس زندان مذکور و شورای طبقه‌بندی آن زندان و حتی دادستان اهر با درخواست مرخصی مشارالیه موافقت داشته و هیچ تخلفی را از وی مشاهده و گزارش نکرده‌بودند.

آیا به‌راستی یک زندانی در پشت میله‌های زندان از چنان قدرتی برخوردار است که بنحو بالقوه امنیت استان و شهرستان محل گذران دوران محکومیتش را به مخاطره انداخته‌است؟

بنابراین ذهن نمی‌پذیرد به صرف ادعای برخی از مقامات قضائی و یا امنیتی مبنی بر تهدید امنیت حوزۀ قضائی مربوط از ناحیۀ زندانی مذکور، بتوان چنین تصمیماتی اتخاذ و به مرحلۀ اجراء درآورد و هر اقدام حقوقی و قانونی، پایه و اساس استوار و محکم و محکمه‌پسند لازم دارد. از طرف دیگر، انتقال موکل از زندان اهر به زندان یزد در شرائطی صورت می‌گیرد که ظاهراً مقامات ذیمدخل در قضیه به منطوق تبصرۀ یک مادۀ 234 آئین‌نامۀ سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور اعتنا و توجهی نداشته‌اند آنجا که تبصرۀ مزبور مقرر می‌دارد:

«سازمان باید ترتیبی اتخاذ نماید که محکومان با درخواست شخصی، در نزدیکترین زندان محل سکونت خانوادۀ خود تحمل کیفر نمایند. بدیهی‌است مراجع قضائی نیز در این مورد اقدامات لازم را برای اعطای نیابت قضائی، معمول خواهندداشت.»

یعنی نه تنها اجازه داده‌نشده که زندانی، عباس لسانی، در نزدیکترین زندان محل سکونت خانواده‌اش (زندان اردبیل) تحمل حبس نماید، بلکه حضور وی در زندان اهر نیز تحمل نشده و او را به جائی منتقل کرده‌اند که خانواده‌اش برای دیدار با وی ناگزیر از طی مسافتی افزون از 1300 کیلومتر راه هستند.

آیا کوشش و اهتمام در حفظ روابط و علائق خانوادگی زندانی که در مادۀ 237 آئین‌نامۀ پیش‌گفته، در زمرۀ وظائف سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور و مددکاران آن سازمان قرارداده‌شده، صرفاً سخنی و شعاری بیش نیست یا اینکه تکلیفی قانونی است؟

برای نگارنده روشن نیست چرا در اقدامات ناصواب، گوی سبقت را از دیگران می‌ربائیم و همواره سعی در بدعت نهادن روشها و اقدامات مغایر حقوق و کرامات ذاتی زندانیان اعم از محکومان و متهمان می‌نمائیم و در حسنات و خیرات پیشقدم نمی‌شویم.

از اینرو شایسته است قوۀ قضائیه نسبت به الغاء مادۀ 233 آئین‌نامۀ سازمان زندانها اقدام و باب مصلحت‌سنجی‌های اینچنینی را برای همیشه مسدود سازد. و از ریاست محترم آن قوه می‌خواهم دستور بازگرداندن جملگی زندانیانی که بر طبق مادۀ اخیر به سایر حوزه‌های قضائی منتقل‌شده لکن انتقال آنان فاقد توجیه حقوقی و قانونی کافی بوده، از جمله موکل [عباس لسانی] را صادر فرمایند.

سید محمدرضا فقیهی

وکیل دادگستری و دبیر کمیتۀ حقوقی انجمن دفاع از حقوق زندانیان
 

کميته دفاع از عباس ليساني -


 


 

سیاستهای نژاد پرستانه فرهنگی

 

رژیم پهلوی حساب خود را با مردم آذزبایجان از همان ابتدا جدا کرده بود و کینه و نفرت خود از ملت تورک را نتنها پنهان نکرده بود بلکه علنا اعلام می کرد. و برای تخریب آذربایجان و عقب نگه داشتن آن از هیچ کوششی دریغ نمی کرد.
سیاستهای نژاد پرستانه فرهنگی و تحقیر و توهین به کنار سیاست تغییر جغرافیای قومی آذربایجان روی دیگر سکه دشمنی رژیم پهلوی با ملت شریف این دیار بود. در سیاسیت های اقتصادی نیز تا می توانست در عقب نگه داشتن این سرزمین کوتاهی نمی کرد. اختصاص کارخانه های مادر و وابسته کردن آذربایجان به تولیدات صنایع مناطق فارس نمونه ای از جنایات رژیم وحشی پهلوی بود.

اما جمهوری اسلامی چیزی از سلف خود کم ندارد. اکبر هاشمی رفسنجانی پیامبر پارسیان در سخنرانی خود در سالگرد ابولفتوح رازی اعلام کرد: همه سیاستهای رژیم پهلوی نادرست نبوده و بسیاری از اقداماتش ستودنی است. وی به ابولفتوح رازی به عنوان اولین مفسری که تفسیر قرآنش را به زبان فارسی نوشته اشاره می کند و از علما می خواهد به جای عربی نوشتن به فارسی بنویسند (و همین دلیلی برای بزرگداشت وی بوده والا ابوالفتوح رازی فضل قابل بیانی ندارد) وی در این مراسم از سیاست های پان فارسیسم رژیم پهلوی به شدت حمایت می کند و تلویحا برخی سیاسیت های وی را می ستاید. حال در رابطه با آذربایجان برای کسانی که معتقدند جمهوری اسلامی رژیمی الهی است و مشروعیتش را از خدا می گیرد لازم است نمونه­ای از جنایات رژیم در حق ملت آذربایجان را بر شمریم.

در بعد فرهنگی رژیم نژاد پرست و قوم گرای جمهوری اسلامی چه خدمتی به آذربایجان و مردم و زبان آن انجام داده آیا کسی می تواند از سیاست های این رژیم در این عرصه دفاع کند؟ جز تحقیر و توهین و تلاش برای شبیخون فرهنگی و جایگزین نمودن زبان فارسی خود به جای زبان هنر پرور ترکی کار دیگری انجام داده؟

در سیاست خارجی همچون روز روشن است که رژیم دست در دست رژیم غاصب و قصاب ارمنستان دارد و اصلا اهمیتی به افکار عمومی و خواست ملت آذربایجان نمی دهد و ارزشی برای این ملت قائل نیست. و از روی نژاد پرستی پولهای گزافی را از جیب ملت آذربایجان برای افغانستان و تاجیکستان هزینه می کند اما در مقابل تلاش فراوان برای مزاحمت و سنگ اندازی در راه رشد و توسعه ترکیه و آذربایجان دارد و از هرگونه تجهیز و ایجاد نا امنی در این کشورها بواسطه اکراد و ارامنه کوتاهی نمی کند. و همپیمان بودن با کشورهای ارمنستان و یونان در مقابل ترکیه و آذربایجان برای کسی پوشیده نیست.

در سیاست اجتماعی رژیم به شدت به دنبال تغییر جغرافیای قومی است و در این رابطه در تلاش است تا خاک آذربایجان را از جمهوری آذر بایجان و ترکیه جدا کند...

1. واگذاری کشت و صنعت دشت مغان به ارامنه و طرح و نقشه رژیم برای جای دادن ارامنه در این دشت.

2. پیشروی قوای ارمنی در زمان جنگ در خط سیر مرزی میان ایران آذربایجان

3. انتقال کردها به آذربایجان غربی و جای دادن آنها در کرانه غربی این استان و خط مرزی ترکیه (البته این سیاست رژیم پهلوی بعد از جریان فرقه دمکرات آذربایجان بوده که) هم اکنون رژیم به سرعت در صدصد اجرای کامل این طرح و جایگزینی اکراد در آذربایجان غربی است.

در زمینه اقتصادی تلاش رژیم برای ایجاد فقر دراز مدت آذربایجان و وابستگی آن به فارسها در آینده: رژیم با قرار دادن کارخانجات مادر در مناطق کویری و فارس نشین و تهی کردن آذربایجان از این صنایع در صدصد وابستگی بلند مدت آذربایجان به فارسها است. سه صنعت بزرگ مادر همانند: صنایع خودرو سازی در تهران و مشهد کرمان، صنایع فولاد و ذوب آهن در اصفهان و اراک، صنایع الکترونیک در شیراز. سه صنعت بزرگ و مادر در جهان است که رژیم نژاد پرست و قوم گرای فارس جمهوری اسلامی ملت آذربایجان را از این سه نعمت و صنعت محروم کرده است و بیشتر تلاش دارد با اعطای کارگاههای کوچک و به اصطلاح شیطانی زود بازده همچون؛ شیر پاستوریزه، آب انگور، و صنایع غذایی به آذربایجان این ملت را تولید کننده و تامین کننده غذای فارسها قرار دهد و محصول باغبان آذربایجانی را با قیمت بسیار ناچیز بخرد و با هزینه گزاف و افزوده چندیدن برابر دوباره به خودش باز گرداند.

اما در مقابل با تلاش روز افزون خود سعی در تخلیه معادن آذربایجان دارد و تاریخ گواه جنایتهای این رژیم فاسد خواهد بود که چگونه هزاران تن طلای معادن شور آغاج تکاب و دیگر منابع غنی این مرز و بوم را غارت کرده است.

آری این سیاست های کثیف رژیمی نژاد پرست و قوم گرا است که حتی به منابع طبیعی و زیست گاه محیط زیست هم

زره­ای ارزش قائل نیست و امروز ما شاهد خشک شدن بی نظیر ترین دریاچه جهان بواسطه اقدامات ددمنشانه این رژیم خونخوار هستیم. دریاچه ارومیه که روزی همچون نگینی در قلب آذربایجان می درخشید امروز رژیم فارس عقده ای آن را به مردابی متعفن تبدیل کرده است و تنها جرم این دریا این است که در خاک آذربایجان قرار دارد.

به خدا قسم اگر این دریا در مناطق کویری اصفهان و شیراز بود امروز یکی از زیبا ترین تفرج گاه های دنیا محسوب می شد.

امضا محفوظ

حرکت ملي آذربايجان - سياستهاي نژاد پرستانه

فرهنگي

+  2008/3/18یازیلمیش   زامان اوختای بابایی عجب شیر  |